زندگی -درد
* زندگی یعنی خسته گی! زندگی یه جنگه که هرروز تکرار میشه و عوض ِ شادی هاش-که تنها قد ِ یک پلک بهم زدن دووم دارن - باید بهای زیادی بدی !
*وقتی خودم ُ بدبخت حس می کنم هم این آرزو رو ندارم که کاش به دنیا نمی آمدم ! هیچی بدتر از نبودن نیست ! از درد نمی ترسم درد با ما به دنیا میاد با ما قد می کشه و باهامون اُخت میشه ! جوری که حس می کنیم مثل دست و پا باید همیشه باهامون باشه !
*وقتی خودم ُ بدبخت حس می کنم هم این آرزو رو ندارم که کاش به دنیا نمی آمدم ! هیچی بدتر از نبودن نیست ! از درد نمی ترسم درد با ما به دنیا میاد با ما قد می کشه و باهامون اُخت میشه ! جوری که حس می کنیم مثل دست و پا باید همیشه باهامون باشه !
اما من از درد خیلی می ترسم و همیشه فکر می کنم زندگی و زنده بودن ارزش این همه درد کشیدن رو نداره (که فقط بعضی ها می کشند )
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۲/۰۴/۰۴ ساعت 7:50 PM توسط باران
|
به آرامی آغاز به مردن می کنی