اینکه آدم بتونه خشمش رو کنترل کنه مهارت فوق العاده ای میخواد که بندرت این خصلت خوب و پسندیده رو داریم ...بی تردید حرفی که میزنیم و عملی که از ما هنگام عصبانیت سرمیزنه باعث ندامت میشه حالا چه حق با ما باشه چه نباشه فرقی نمی کنه ....اصطلاح " ترو خشک با هم میسوزند " دقیقا اینجا صدق می کنه چون وقتی اجازه بدیم  آتش ِخشم ، شعله بکشه و بشه حرفهایی تلخ و گزنده  همه ی خاطرات رو چه بد چه خوب میسوزو نه حتی همه ی ته مانده های مهر و محبت و علاقه و ....همه چیز یک رابطه( دوست یا همسر یا...) تمامی پل های ارتباطی در شعله های خشم سوخته و نابود میشه و بعد که با گذشت زمان  این آتش خاموش میشه  می نشینیم بر مزار سوخته ها و اشک بی حاصل می ریزیم !

پشیمونی حاصلی نداره چون پلی برای بازگشت نمونده هرجا نگاه کنیم ویرانه های سوخته ست و حرفهای نیشدار ی که تا همیشه به قلب نیشتر میزنه .

اگر با عصبانیت و نفرت و توهین و تحقیر طرف مقابل رو متهم کنیم و یا از خودمون دفاع کنیم یعنی بخوایم مطلبی رو توضیح بدیم هیچگونه تاثیر مثبتی نداره چون طرف مقابل توضیحات مارو نمی شنوه و وقتی ما داریم با فریاد یا لحن تند و کوبنده حرف میزنیم اون به دنبال حرفهایی کوبنده تره ! 

عاقلانه ترین و منطقی ترین برخورد اینه که در سخت ترین لحظات حتی وقتی حس می کنیم به شدت فریب خوردیم یا بهمون ظلم شده یا حرف ناحق( تهمت توهین تحقیر) می شنویم یا به هر دلیلی که حق با ما هم باشه پر از نفرت و خشم می شیم ...باید بتونیم یعنی باید سعی کنیم سکوت کنیم تا زمانی که کاملا آروم بشیم و بعداً حرف بزنیم... بگیم... و بشنویم ...گفتگو در آرامش ...حتی اگر نخوایم ادامه بدیم.